اولش
همه شکل هم هستيم
کوچولو
کچل......
حتي صداهامون هم
شبيه به همديگه است
با اولين گريه
بازي شروع ميشه
هي بزرگ مي شيم
بزرگ
بزرگتر
اونقدر بزرگ
که يادمون ميره
يه روز کوچولو بوديم
ديگه هيچ چيزيمون
شبيه به هم نيست
حتي صداهامون
گاهي با هم مي خنديم
گاهي به هم!
اينجا ديگه بازي
به نيمه رسيده
واسه بردن بازي
روي نيمه ي دوم
نمي شه
خيلي حساب کرد
گاهي بايد براي بردن بازي
بين دو نيمه دوباره متولد شد
باید هم این همه آدم با شخصیت یکجا شمع بشن
آقایانی مثل: خاتمی . کروبی . قالیباف . جاسبی . جمران . دایی . قلعه نویی . احمد زاده . و ...

همیشه نگاهی را باور کن که وقتی از اون دور شدی در انتظارت بماند
یه بنده خدایی :آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون! دوستش:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن.حتماً نذاشتن بخوابي؟ همون بنده خدا میگه:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شيپور تمرين مي كردم
متولد شدم به وقت غروب..و خزان بود فصل آمدنم..من ولي بي بهار روييدم..قسمت من کوير و طوفان بود
خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند
یه دختر بچه گم میشه پلیس ازش میپرسه آدرست چیه؟میگه:sara@yahoo.com
به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی ؟ میگه 25 ساعت . میگن مگه میشه ؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلندمی شم.
بار به غضنفر میگن جی.اف مخفف چیه؟میگه : گوجه فرنگی
از گابريل گارسيا ماركز مي پرسند اگه بخواي يه كتاب صد صفحه اي در مورد اميد بنويسي، چي مي نويسي؟ مي گه 99 صفحه رو خالي مي ذارم. صفحه ي آخر سطر آخر مي نويسم اميد آخرين چيزي است كه مي ميرد
يه خبرنگار ازیارو مي پرسه نظر شما درباره اينكه اين كوچه اسفالت نيست چيه؟؟یارو ميگه:به نام خدا و با عرض سلام خدمت دست اندركاران صدا وسيما و با عرض سلام ويژه خدمت مقام معظم رهبري و خانواده معظم شهدا وجانبازان و ايثارگران, من بچه اين محل نيستم
من سرطان دارم ، سرطان عشق.دواي درد من معشوقم هست ، و تاريخ مرگم برابر جدايي او از من مي باشد.دواي دردم رسيدن به معشوقم هست ، و تاريخ شفايم گرفتن دستان او و رسيدن به او مي باشد. پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين کابوس وحشتناک سرطان و مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود الهي به اميد
آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس و خوش گذارني و گذراندن لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد و با عشق نيز از اين دنيا برويد.وصيت من به همه عاشقان و آدميان همين چند جمله بود
آرزوي پرواز را دارم ، پرواز از اين سرزمين بي محبت ميخواهم سفر کنم ، سفر به سوي سرزمين خوشبختي ها و کاش همسفري بود و آن همسفر من تو بودي آروزي شنيدن صداي نفسهايت را دارم
و عشقم قفسی ست از پرنده خالی ,افسرده و ملول, در مسیر توفان تلاشم که ,بر درخت خشک بهت من آویخته مانده است و با تکان سرسامی خاطره خیزش سرداب مرموز قلبم را از زوزه های مبهم
هنگامی که خدا پنجره ی بهشت را باز کرد ، ازم پرسید :امروز چه آرزویی داری ؟ گفتم :خدایا همیشه مواظب اونیکه الان داره این نوشته را میخونه باش . چون خیلی برام عزیزه.
در اردو گاه پهناور دنیا ، در اردوی زندگی ، چون گوسفندی مباش که بی اراده رانده میشود.قهرمانی باش در تکاپو
ازدواج تنها جبهه ای است که با دشمنت در یک سنگر می خوابی.
اگه گفتی اون چیه که اولش منم بعدش تویی ،آخرشم یه زبونه...؟؟؟ یکم فکر کن... یکم دیگه.............. "گل گاو زبون
اگر تمام مردم دنیا بزرگترین غمشون را در دست بگیرند و در صفی بایستند تا یک قاضی حکم کند غم چه کسی از همه بزرگتره هر کسی با نیم نگاهی به بغل دستی خود غمش را در جیب می گذارد و به خونه بر میگردد
عجب ؟؟؟... دیگه از انقلاب دور شدیم از امام حسین فاصله گرفتیم ، شهدا را پشت سر گذاشتیم داریم میرسیم به سه راه ملک شهر نمی خوای پیاده بشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
یه مورچه روی دستته ، فرض کن مورچه جوراب پاشه و جورابش یه سوراخ داره ، دلم برات قد سوراخ جوراب مورچه تنگ شده
می دونی فرق تو با فرغون چیه ؟ فرغون بار میبره ولی تو دل می بری.
از بم که خرابتر نداریم ، بمتم
یه نفر... یه جایی ... یه وقتی... تمام آرزوش لبخند تو بود . پس یه جایی... یه وقتی ... با یک لبخند یادش کن
اگه تونستي زير آب يه نفس عميق بکشي يا اگه تونستي يه بوسه به آتيش بزني يا اگه تونستي همه ي ستاره هاي آسمون رو بشماري اون وقت من مي تونم تو رو فراموش کنم ....
مرا هر جور خواهی دربدر کن ، جفایت را از این هم بیشتر کن، بزن با عشق خود اتش به جانم ولی اتش نشانی را خبر کن
ما كه اخرش نفهميدم، ماست حق مسلم انرزي هسته ايه ، حق مسلم انرژي هسته اي ماسته، حق داريم از ماست انرژي هسته اي بگيريم ، حق مونه از انرژي هسته اي ماست بگيريم ، انرژيمون ماست شد يا ماستمون انرژي داره ، هستمون ماست داره، ماستمون هسته داره، انرژيمون حق داره هسته دار باشه ، هستمون حق داره انرژي داشته باشه، ماستمون حق داره، حقمون ماست داره،
خيلي بي فرهنگ و بي شعوري
.
.
.
.
.
.
.
.
در جامعه امروز بيداد مي کنه
اگر پسر نبود دعوا نبود ... خشونت نبود عشق نبود اگر دختر نبود هوس نبود ... لطافت نبود ... دعواي پسرا نبود.. عشق نبود. به نظر شما بهتر نبود هيچ كدوم نبوديم؟؟؟
نمی دونم گنجشک ها که شبیه هم هستند
چه جوری همدیگه رو می شناسن
و نمی دونم چند نفر شبیه من هستند
که تو دیگه من ُ نمی شناسی ....
گرچه از دوری این فاصله ها مأیوسم
از همین فاصله ی دور تو را می بوسم
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی
که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده ...
چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزنی
اما وقتی ديديش هيچ چيزی جز سلام نتونی بگی
چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونههای اشک گونههات رو خيس کنه
اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری
بی تو دنیا ، دنیا نمی شه !
ميدونی وقتی خدا داشت بدرقهات میکرد بهت چی گفت؟
گفت: جايی که ميری مردمی داره که میشکننت، نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم
تو تنها نيستي، تو کوله بارت عشق میزارم که بگذری، قلب میزارم که جا بدی،
اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردی پيشم
اگه گفتی بودن بهتره یا موندن ؟!
.
.
بودن بهتره
چون بودن پیش نیاز موندنه !
به ياد داشته باشيم:
جان فدا کردن برای دوست چندان مشکل نيست،
پيدا کردن دوستی که ارزش جان فدا کردن را داشته باشد مشکل است
عشق با غرور زيباست ولی اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايی كني
آن وقت است كه ديگر عشق نيست
صدقه است
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است
می دونی قهوه چند تا خاصیت داره ؟!
1 رقیقه مثل قلبت
2 سنگینه مثل عقلت
3 خوش رنگه مثل چشمات
4 تلخه مثل دوریت
زندگی شهد گلی ست
که زنبور زمان می مکدش
آنچه باقی می ماند عسل خاطره هاست
به اندازه ی تمام سلول های بدنم دوست دارم
.
.
.
.
قربانت آبزی تک سلولی
از برگ گل نازک تری
از هرچه گویم بهتری
خوبان فراوان دیده ام
اما تو چیز دیگری
وفای شمع را نازم كه بعد از سوختن
به صد خاكستری در دامن پروانه میریزد
نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم
گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد
دوستت ندارم به اندازه ي اوقيانوس چون يه روز تموم ميشه
دوستت ندارم به اندازي خورشيد چون غروب ميكنه
دوستت دارم به اندازي روت كه هبچوقت كم نميشه
يه روز يارو رو به جرم دزدي مي برن دادگاه
قاضي مي گه خجالت بكش اين دفعه چهارمه كه مياي دادگاه
یاروبه قاضي مي گه تو خجالت بكش كه هر روز اينجايي !
تركه ميپرسن : " ربنا آتنا في الدنيا حسن و في الاخره حسن و قنا عذاب النار " يني چي ؟!
ميگه يني " اين دنيا خوبه حسن ولي آخرت خيلي خطرناكه حسن
همانا ما شما را به زور چک و لگد به بهشت مي بريم ( سوره ناجا آيه 110 )
نقطه کلمه جای خودش را دارد
در هر کجا معنای خودش را دارد
دنیای من و تو مثل هم نیست رفیق
هر آدم دنیای خودش را دارد ...
من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر بستر را براي انديشيدن به تو دوست ميدارم
روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو <> دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو روزي که دلت به ديگري مايل شد <> کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد / به هوای هوسی هم که شده سرکی می کشد و می گذرد
از چارلي چاپلين مي پرسند : خوشبختي چيه ؟ ميگه خوشبختي فاصله اين بدبختي تا بدبختي بعديه
یه بنده خدایی میره صدا و سیما بعد از یک هفته بیرونش میکنند - آخه وسط اذان آگهی بازرگانی پخش میکنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نگاهم در نگاهت کرد برخورد
خدامرگت دهد حالم به هم خورد
راه رفتنت آخرشه
خونت چقدر قشنگه
ناقلا شنا کردنم که بلدی!
رفتارت منو کشته
چقدر با متانت و صبوری
خیلی بلایی لاک پشت
شايد كسي را كه با تو خنديده فراموش كني اما كسي را كه با تو اشك ريخته هرگز
سايه ام عاشق سايه ات شده مي خواستم ببينم مي تونيم همسايه شويم ؟
تو صحراي قلبم تو تنها شتري
ليلي از عشقت خوردم به تريلي مجنون از عشقت خوردم به كماجون من عاشق تو هستم قاشق به دستم منتظر تو هستم تو قابلمه نشستم از بس كه از لبانت بوسه هفت رنگ گرفتم از شهد لبانت مرض قند گرفتم
هر گاه خواستي از جاده شب بگذري در اين انديشه مباش که خورشيد بر تو بيگاه طلوع کند!
قوري ز قلم قلم ز قوري تو عشق مني گو گور مگوري
صدام به خاطر تير باران مردم اعدام شد، چه آينده اي در انتظار توست که قلب مرا بمبارن کردي؟؟؟؟؟
جلوی من قدم بر ندار،
شايد نتونم دنبالت بيام.
پشت سرم راه نرو،
شايد نتونم رهرو خوبی باشم.
کنارم راه بيا و دوستم باش
ني ني که ازخواب پا ميشه جيش داره...........زنبور که روگل ميشينه نيش داره............ ...حاجي که از مکه مياد ريش داره........شطرنج که بازي ميکني کيش داره ….........اين ريسيور رو پشت بوم ديش داره.....چوپون که تو بيابونه ميش داره........اين تلفن که مي چتي اخره ماه فيش داره………………پس يه کم فکره بابات باش کمتر بچت
پسر:خيلي دوست دارم تو چي؟دختر:اگه دوستت نداشتم بهت زنگ نميزدم كه بگم از اين ساعت به بعد بيرون نري اخه نميخوام از دستت بدم الان ساعت جمع اوري زباله هاست
گفته بودم باش تا معنی معجزه را ببينی؟ بودنت معجزهای بالاتر از طاقت من است
خوشرفتار کسي است که بتواند با ادمهاي بد رفتار سازش کند -فرانسو-
هيچکس از قلب شما به شما نزديک تر و راستگو تر نيست، بنابر اين از کساني که قلب پاک شما، ايشان را به خود نمي پذيرد اجتناب کنيد !! سقراط
يک شمع مي تواند هزاران شمع را روشن کند، بدون آن که چيزي :از دست بدهد، مانند شادي که هيچگاه با تقسيم کردن کم نمي شود . بودا
دانشجو سوالي مطرح كرد: استاد، جهان سوم كجاست ؟؟ استاد به آن دانشجو گفت: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد
کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!! دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم! آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس کودکانه من مي گفت خدا دلش از دست آدما گرفته
بچه که بودم خیال می کردم همه چیز مال من است، دنیا را آفریده اند که من سرگرم باشم، آسمان، زمین، پدر، مادر،درخت ها، اسب ها، کالسکه ها و حتی آن گنجشک ها برای سرگرمی من به وجود آمده اند. بعدها یکی یکی همه چیز را ازم گرفتند. مایعی در رگ هام جاری بود که می گفت این مال شما نیست، راحت باشید. پسری که عاشق کبوترها و خرگوش ها بود خود را به درختی دار زد. چرا؟ مادر گفت بماند برای بعد. کاش تولد من هم می ماند برای بعد، به کجای دنیا بر می خورد؟بر گرفته از کتاب سال
بتعريف مادر زن: مادر زن اسلحه اي است انفرادي که با عيال حمل ميشود وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده وبا زخمي کردن داماد بيچاره خنک ميشود . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد مادر زن گاهي تک تير وگاهي رگبار شليک مي کند طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. تعداد تير در هر ثانيه يک ميليون فحش وناسزا بوده وبرد موثر ان انتقال داماد به بيمارستان وبرد نهايي ان انتقال داماد به گورستان ميباشد
دارم توی خیابون نظر قدم می زنم آدم های مختلف رو می بینی همه نوع از همه تیپ ادم ها به چند دسته تقسیم می شوند یک سری اومدن خود نمایی کنند یک سری اومدن خرید کنند یک سری اومدند که همینجوری وقتشون رو هدر بدند ...
اومدم تهران توی خیابان فرشته قدم می زنم. توی میر اگر از همه نوع آدم .میدیدی نوی میر .اما توی فرشته دیگه خبری از اون آدم ها نیست اونجا آدمهایی می بینی که همه به قول خودشون های کلاس هستند ...
چه دنیای کوچکیه ... خیلی کوجک نیست نه خیلی بزرگتر از اینها هست که آدم می خواهد فکرشو بکنه. این جمله ای هست که به ذهنم میرسه بعد از دیدن چنین چیزهایی
با یه نفر صحبت می کردم که از دید من آدمی بود کاملا وقت شناس و خیلی خیلی منظم یکی از اساتید دانشگاهمون هست هر موقع می خواستم با هاش صحبت بکنم خیلی محترمانه می گفت میشه بهم ایمیل بزنید من الان وقت ندارم ایمیل من را که دارید ممنون می شم خدانگهدار ، یه روز بهشون همینجوری متلک انداختم گفتم چه طور وقت دارید ایمیل چک کنید اما نمی تونید چند دقیقه وقتتون را به من اختصاص بدبد گفت بهم می دونی چیه عزیز من اگه 5 دقیقه با شما صحبت کنم 1 ساعت از وقتم عقب میافتم اون روز ازش وقت گرفتم با کلی خواهش و تمنا بهم وقت داد و گفت امیدوارم وقتم رو بیهوده تلف نکنم برای تو قرار شد یک هفته دیگه سر یک ساعت مشخص همدیگرو ببینیم توی این یه هفته همش پیش خودم می گفتم عجب استاد بیشعوری که اینچنین صحبت می کنه یه روز قرار فرا رسید کلی با خودم فکر کرده بودم که چی بگم چه طوری باهاش صحبت کنم خوب اولین سوالی که پرسیدم این بود که چطوری میشه من یکی مثل شما بشم و برای وقتم ارزش قرار بدم جواب داد البته خیلی مفصل جواب داد اما من نکاتی که به ذهنم سپردم این بود که 1- باید هدف داشت 2- برای رسیدن به هدف جنگید 3- مشخص کردن هدفهای کوتاه مدت و بلند مدت 4- برنامه داشتن 5- همین که اگر کسی کاری باهات داشت حتی اگر هم وقت داشتی اون زمان بهش بگب که الان نمی تونم وقتی بهش بگی الان نمی تونم اول از همه برای وقتت ارزش قائل شدی و بعد از اون طرف مقابلت می فهمه که اگر کار مهمی داره باهات صحبت می کنه و در مورد مسائل مختلف که بحث کردن در مورد ان هیچ نتیجه ای نداره صحبت نمی کنه و الکی وقتت رو هدر نمی دی و ...ازش پرسیدم نمیشه گفت حق داری من هم اگر مثل تو بودم و با بچه هایی می گشتم که اصلا هدف مشخصی ندارند برای زندگی شون بهتر از تو نبودم بهش گفتم نمی فهمم منظورتون را واضح گفت ببین من توی چین درس می خوندم اونجا همه برای وقتشون روی ثانیه حساب می کنند من دوستانم کسانی بودند که همه برای وقتشون ارزش قائل بودن اون وقت خود به خود چه من بخوام چه نخوام من هم باید برای وقتم ارزش قائل بشم مثلا وقتی من می خواستم برم بیرون به دوستم می گفتم میایی بریم بیرون می گفت الان نه ولی برای فلان روز ساعت فلان دقیقه فلان میام تو میتونی اون زمان بیایی خوب همینها هستش که باعث شده تا حدودی من هم به وقتم ارزش بدم و همین ها هستش که من تونستم یه نظم کلی بدم به کارم توی چین همه دانشجو ها که نه اما بشتر دانشجو ها از بدو ورود به دانشگاه یه پروژه تحقیقاتی رو شروع می کنند اما ما اینجا وقتی به یه دانشجو ترم اخر لیسانس می گیم ÷روژه کاری که انجام داری میدی چیه میگه پرژه!؟ منهم از تو انتظاری ندارم اما به تو نصیحت می کنم که دوستانی رو انتخاب کن که هدف داشته باشند توی زندگیشون خلاصه از این جا شروع شد دوستی من با استاد ... الان به خودم افتخار می کنم که تونستم کمی خیلی خیلی کم برای وقتم ارزش بدم و همچنین همین ارزش دادن به وقت باعث شده که خیلی با نظم تر بشم
همه این حرف ها رو زدم که بگم که چقدر مردمان ما مخصوصا هم سن و سالهایم و خودم چقدر وقتمون رو هدر میدیم
به امبد روزی که ما همه جوانان برای وقتمون ارزش قائل بشیم
من شکوفه بهارم
و میوه تابستان
من زردی خزانم
و مرگ زمستان
من قلب انسانم
اندکی از عقل او
من صدای نا اشنای طبیعت هستم
هستی لبخند می زند
وشادی می کند
و انسان
دوباره خوشبخ خواهد شد
هستی در سرای زود رنج دنیا اندوهگین هست
و مرا بسان برگی میبینی
که شاعران
سرودهایشان را در آن نوشتند
توی چه دنیایی
چه زمونه ای
داریم زندگی مکنیم
همه به فکر خودشون
کیه که به فکر تو باشه
یعنی میشه ...
تصورش هم سخته
یکی به فکر تو باشه
| DESIGN BY Modaser.com |