یک آدمی بود که خیلی دعا میکرد یک شب عالمی به خوابش اومد و گفت تو نمی خواد دعا بکنی این دعا هایی که میکنی بی فایدست برو به کار و زندگیت برس تو جز عشاقی این دعا ها فایده نداره این موضوع رو با دیگران عنوان کرد و از فردای اون روز عبادت خودش رو ببیشتر کرد ،ازش پرسیدنپس چرا عبادت خودت رو بیشتر کردی گفت:من تازه فهمیدم که منو هم به حساب می اورند و یکی هست که به من توجه داره تو اون دنیا، فهمیدم که که اسم من هم اون بالا هست، پس به خاطر همین بیشتر دعا میکنم...


