اس ام اس افلاین جوک سخن شیوا(42)
مي روم خسته و افسرده و زار
سوي منزلگه ويرانه خويش
به خدا مي برم از شهر شما
دل شوريده و ديوانه ي خويش
مي برم،تاكه درآن نقطه دور
شستويش دهم از رنگ گناه
شتشويش دهم از لكه ي عشق
زين همه خواهش بيجا و تباه
مي برم تا ز تو دورش سازم
زتو،اي جلوه اميد محال
مي برم زنده بگورش سازم
تا از اين پس نكند ياد وصال
ناله مي لزرد،مي رقصد اشك
آه،بگذار كه بگريزم من
از تو، اي چشمه ي جوشان گناه
شايد آن به كه بپرهيزم من
بخدا غنچه ي شادي بودم
دست عشق آمد و از شاخم چيد
شعله ي آه شدم، صد افسوس
كه لبم باز بر آن لب نرسيد
عاقبت بند سفر پايم بست
مي روم،خنده به لب ،خونين دل
مي روم از دل من دست بدار
اي اميد عبث بي حاصل
رشتيه : ما آدمهاي با غيرتي هستيم ....بوووووووووووووووم تهرانيه : ما آدمهاي با معرفتي هستيم .... بوووووووووووووووم اصفهانيه : ما آدمهاي لارجي هستيم .....بووووووووووووووووووووووم ترکه : ما آدمهاي .....بوووووووووووووووووووووووم
خيانت تنها اين نيست که شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست که دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري کردن اشک بر ديدگان معصومي باشد ! گناه تنها کردار زشت نيست ... گناه ميتواند ذهن هوس آلود باشد
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود
آخونده توي اتوبوس كنار راننده ميشينه شوخيش گل ميكنه به راننده ميگه : شما راننده ها كه هميشه تو جاده هستيد از كجا ميدونيد كه بچه هاتون از خودتونن رانندهه ميگه ۲ سال صبر ميكنيم اگه شبيه خودمون شد كه هيچي وگرنه ميفرستيمشون حوزه علميه
گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآيد! گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد
مضرات امتحانات : افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري ! براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب
هنگام گذر از باغ گل سرخ، گل سرخي را به شدت غمگين ديدم، علت را پرسيدم؟ گفت: دلم گرفته گفتم: از چه کسي؟ گفت: از يک دوست گفتم: کدام دوست؟ گفت: گل نيلوفر را مي گويم کمي با دقت نگريستم و ساقه رونده نيلوفر را به دور ساقه آن ديدم. گفتم: چون نيلوفر به دور ساقه ات پيچيده و بالا رفته ناراحتي؟ گفت: نه، من خودم دستش را گرفتم تا بالا بيايد. اما همينکه قدش از من بلندتر شد، نرده هاي آهني باغ را به من ترجيح داد و به دور آنها پيچيد
خداوند انسان را آفريد و به شيطان دستور داد که سجده کند. شيطان گفت من بر گل سجده نميکنم. و خداوند فرمود: تو غللللللللللط ميکنيييييييييييييي
طعم شيرين عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه اي يک بوسه است
بهترين هديه پس از يک انتظار بشنويد از من فقط يک بوسه است
اخرين بار که اورا ديدم گردنبند صليبي به او هديه کردم گفت:من که دوستت ندارم پس چرا به من هديه مي دهي!؟ گفتم:بر سر هر گوري صليبي مي نهند
اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا انجا گورستان عشق من است
هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني
اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت
تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره
قلبت را خالي نگه دار اگر هم روزي خواستي کسي را در قلبت جاي دهي سعي کن که فقط يک نفر باشد به او بگو که تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ... زيرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز دارم
دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
منتظر نباش كه شبي بشنوي ، از اين دلبستگي هاي ساده دل بريده ام ! كه عزيز باراني ام را ، در جاده اي جا گذاشتم ! يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم ! توقعي از تو ندارم ! اگر دوست نداري در همان دامنه ي دور دريا بمان ! هر جور راحتي ! باران زده ي من ! همين سوسوي تو از آن سوي پرده ي دوري براي روشن كردن اتاق تنهاي ام كافي است من كه اين جا كاري نمي كنم فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم همين ! اين كار هم كه نور نمي خواهد مي دانم كه به حرفهايم مي خندي
کاش ميشد دلتنگيو به باد سپرد جدايي را پيمود کاش ميشد مثل رويا تو را ديد مثل يه روياي شيرين... رويايي که هيچ وقت بيداري نداره .... به اندازه تموم دوست داشتن به اندازه تموم لبخند تو
بچه به معلم ميگه: خانوم معلم، من از شما خوشم مياد، معلم ميگه: من حوصله بچه مچه ندارم، بچه ميگه: خوب جلوگيري ميكنيم
اگه دوست داري عميق ترين ، طولاني ترين و محکم ترين بوس دنيا رو تجربه کني بيا پيش خودم تا لباتو بذارم... رو لوله جارو برقي
اخونده دختر پسر رو لب تو لب تو مسجد مي بينه مي ره مي گه مگه شما خانواده ندارين . حيا ندارين . دين ندارين .ايمان ندارين.پسره مي گه چرا حاج اقا همه اينارو داريم فقط خونه خالي نداريم
هرروزتان نوروز..........نوروزتان پيروز............ ...پيروزتان امروز............ ...امروزتان هر روز............ ........چقدر قشنگ اسگول شدي امروز
قد
قد
قد
قد
قد
قد
قد
قد
خوبه ... فردا تخم گذاشتنم ياد مي گيري !!!
تو قندي............ ..نباتي............ ...شکلاتي.......عسلي............ ..يا که شيريني نداري بدي من با چاييم بخورم؟
هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه.
بيا مثل دوتا كبوتر پر بكشيم بريم روي بلندترين درخت لونه كنيم... بعد تو تخم بذار, منم ميرم گوجه بخرم املت بخوريم
اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد
ضرب المثل نميدونم کجايي ميگه که : به هيچ کس به جز خودت و خرت اعتماد نکن منم به جز خودم و خودت به هيچ کس اعتماد ندارماااااااااااا
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد
پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر ، يک پازل جديد براش ساختي هنر کردي
اگه اين روزا ديدي يه پيره مرد با ريش سفيد تو رو تو كيسه كرد نا راحت نشو بدون اون بابا نويل هستش ويكي تورو ارزو كرده
مغزهاي بزرگ, درخصوص ايده ها صحبت مي کنند مغزهاي متوسط , در مورد حوادث بحث مي کنند مغزهاي کوچک, درباره مردم بحث مي کنند
mesle setare ha mimooni mese oona ziba messe oona dast nayaftani amma faghat ye farghi ba oona dari ke oona kheili ziadan vali to taki *s-a-b*
به یکی ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ ترکه ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو
یکی خيلي شاكي ميره تو آزمايشگاه داد ميزنه:پس چرا جواب خون شهدا رو نمي ديد؟
وقتي گلدون خونمون شکست !! پدرم گفت: قسمت اين بود... مادرم گفت:هيف شد... خواهرم گفت: قشنگ بود... داداشم گفت : کاش دوتا داشتيم...... اما وقتي دل من شکست کسي به فکرش نبود
يك روز شيطان قرص اكس مي خورد همه را براي نماز صبح بيدار مي كند.
خيلي بي معرفتي ! خيلي بد جنسي ! خيلي نامردي ! خيلي بي مرامي ! آخه نا لوطي ! من از روي چي توز بايد بفهمم موتور خريدي؟
بي خيال که نارفيقه روزگار دله تنگت نداره سايه سار بي خيال اگه زير اين گنبد کبود از شروع قصه هات هيچکي نبود
در دياري كه در آن نيست كسي يار كسي يارب اي كاش نيفتد به كسي كار كسي
hamishe fekr kon too ye donyaye shisheyi zendegi mikoni.
pas say kon be tarafe kasi sang partab nakoni chon
avalin chizi ke mishkane donyaye khodet
خيلي ببخشيد بد موقع مزاحم شدم . مي خواستم ببينم اب خوردي افتابه رو كجا گذاشتي ؟؟؟
يكي ميكروب شناس ميشه مثل پاسگال يكي كتاب شعر مي نويسه مثل خيام يكي ميره فضا مثل آنوشا يكي هم اسگول ميشه مثل تو
