اس ام اس افلاین جوک سخن شیوا(32)
سلام این هم اولین مطلب من از دانشگاه
راه هایی برای لذت بیشتر بردن اززندگی
١- به تماشاي غروب آفتاب بنشينيد.
٢- بيشتر بخنديد.
٣- کمتر گله کنيد.
٤- با تلفن کردن به يک دوست قديمي، او را غافلگير کنيد.
٥- هديههايي که گرفتهايد را بيرون بياوريد و تماشا کنيد. شايد برايتان قابل استفاده باشند.
٦- دعا کنيد.
٧- در داخل آسانسور با آدمها صحبت کنيد.
٨- هر از گاهي نفس عميق بکشيد.
٩- لذت عطسه کردن را حس کنيد.
١٠- قدر اين که پايتان نشکسته است را بدانيد.
١١- زير دوش آواز بخوانيد.
١٢- با بقيه فرق داشته باشيد.
١٣- کفشهايتان را عوضي پايتان کنيد و به خودتان بخنديد.
١٤- به دنياي بالاي سرتان خيره شويد.
١٥- با حيوانات بازي کنيد.
١٦- کارهاي برنامهريزي نشده انجام دهيد. براي انجام آن در همين آخر هفته برنامهريزي کنيد!
١٧- براي کاري برنامهريزي کنيد و آن را درست طبق برنامه انجام دهيد. البته کار مشکلي است!
١٨- از تناقضات لذت ببريد.
١٩- دستان خود را در آسمان تکان دهيد.
٢٠- در حوض يا استخري که ماهي دارد شنا کنيد، کنار آنها.
*دوست داشتن رو براي يک تجربه * عاشق شدن روبراي يک هدف *فراموش شدن رو براي قبول واقعيت
همواره به دنبال زيبايي دروني باشيد زيبايي ظاهري هيجان انگيز اما زود گذر هر کسي به اندازه درک و فهم خودش مسائل را برداشت مي کند, از کسي زياد توقع نداشته باشيد
قيافه ارث آدماست ولي قلب براي خود آدماست
اگر کليد قلبي رو نداري قفل نکن. به چشمان کسي نگاه نکن اگه دروغ خواهي گفت.به کسي سلامي نده اگه خداحافظي در پيش است.دست کسي را نگير اگر رها خواهي کرد.به کسي نگو دوستت دارم اگر ديگري در فکرت هست
مردي دختر سه ساله اي داشت . روزي مرد به خانه امد و ديد كه دخترش گران ترين كاغذ زرورق كتابخانه اورا براي آرايش يك جعبه كودكانه هدر داده است . مرد دخترش را به خاطر اينكه كاغذ زرورق گرانبهايش را يه هدر داده است تنبيه كرد و دخترك آن شب را با گريه به بستر رفت وخوابيد . روز بعد مرد وقتي از خواب بيدار شد ديد دخترش بالاي سرش نشسته است و ان جعبه زرورق شده را به سمت او دراز كرده است .مرد تازه متوجه شد كه آن روز ،روز تولش است و دخترش زرورق ها رابراي هديه تولدش مصرف كرده است . او با شرمندگي دخترش رابوسيد و جعبه رااز او گرفت و در جعبه را باز كرد اما با كمال تعجب ديد كه جعبه خالي است مرد بار ديگر عصباني شد به دخترش گفت كه جعبه خالي هديه نيست وبايد چيزي درون آن قرار داد . اما دخترك با تعجب به پدر خيره شد وبه او گفت كه نزديك به هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده است تا هر وقت دلتنگ شدباباز كردن جعبه يكي از اين بوسه ها را مصرف كند مي گويند پدر آن جعبه را هميشه همراه خودداشت و هرروز كه دلش مي گرفت درب آن جعبه راباز مي كرد وبه طرز عجيبي آرام مي شد. هديه كار خود را كرده بود.
1)ظاهر و باطنش براي تو يکي باشد.
2)خوبي تو را خوبي خود،و بدي تو را بدي خود به حساب بياورد.
3)مال و مقام رفتار او را نسبت به تو تغيير ندهد.
4)چيزي از آنچه برايش مقدور است از تو منع نکند.
5)تو را در سختيها رها نکند.
عشق يعني،زندگي در يك بهشت
عشق يعني،انتهاي سر نوشت
عشق يعني،قطره اشك صدف
مستي و رقص سماواتي دف
عشق يعني،گريه هاي چشم خمار
بوسه هاي مهر بر لب يار
عشق يعني،شور آتش در نفس
ضجه هاي زندگي كنج قفس
عشق يعني،موج بر درياي مهر
نور لبخند ستاره در سپهر
عشق يعني،شمع دل افروختن
همچو پروانه در آتش سوختن
عشق يعني،معرفت يعني شعور
عشق يعني،اشك خونين در ميان چشم كور
عشق يعني،علت آوارگي
بي ريا بودن،صفا و سادگي
عشق يعني،اسب وحشي بي سوار
عشق يعني،همچو مجنون در گريز از روزگار
عشق يعني،سينه اي آغوش راز
عشق يعني آنچه بر هر كس نياز
اگر در زندگي جرات عاشق شدن را نداري لااقل جرات معشوق شدن را داشته باش!
هيچ چيز به خودي خود خوب يا بد نيست ، فکر ما آن را خوب يا بد جلوه گر مي سازد .
زندگي دو روز است روزي با تو و روزي بر تو پس روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه بر توست اندوهگين مباش در همه حال به اين بيانديش كه مي توانست بدتر از اين هم باشد
تو بازي شطرنج عاشقي، من و تو هر دو قانون بازي رو زير پا گذاشتيم. من به خاطر تو، همه رو از صفحه دلم کيش کردم و تو با انتخاب سياه ترين مهره دلت، تو يه حرکت منو جلوي همه مات کردي.
آرزو مي کنم به اندازه کافي شادي داشته باشي تا خوش باشي ! به اندازه کافي بکوشي تا قوي باشي! به اندازه کافي اندوه داشته باشي تا يک انسان باقي بموني! و به اندازه کافي اميد تا خوشحال بموني !!
آدمي مثه يه کتاب نخونده مي مونه تا وقتي اين کتاب ارزش داره که تمام صفحاتش خونده نشده باشه چون به محض خونده شدن قديمي و کسالت آور ميشه پس هميشه سعي کن کتاب زندگيت رو تند تند براي همه ورق نزني
چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند. بقيه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و و قتي ديدند که گودال چقدر عميق است به دو قورباغه ديگر گفتند : ديگر چاره ايي نيست .شما به زودي خواهيد مرد . دو قورباغه حرفهاي آنها را نشنيده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند تا از گودال خارج شوند. اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند که دست از تلاش برداريد چون نمي توانيد از گودال خارج شويد ٬ به زودي خواهيد مرد .
بالاخره يکي از قورباغه ها تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت .او بي درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد. اما قورباغه ديگر با حداکثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد . بقيه قورباغه ها فرياد مي زدند که دست از تلاش بردار ٬ اما او با توان بيشتري براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد و بالاخره از گودال خارج شد.
وقتي از گودال بيرون آمد بقيه قورباغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي ؟ معلوم شد که قورباغه ناشنوا است و در واقع او در تمام راه فکر مي کرده که ديگران او را تشويق مي کنند
اينو بدون كه تو زندگي فقط يه قلبه كه براتو مي زنه اونم قلب خودته
بهترين دوست اون دوستي که بتوني باهاش روي يک سکو ساکت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور شدي حس کني که بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي .....
هرگز اعتبار خودتان را در بي اعتبار ساختن ديگران مجوييد
همه دنيا يه جاده است من و تو مسافرهاشيم قدر امروز رو بدونيم شايد فردا نباشيم.
زندگي جاده يک طرفه اي است که در پايان ان نوشته اند دورزدن ممنوع
اگر بهترين دوستم نيستي لا اقل بهترين دشمنم باش اگر غمخوارم نيستي لا اقل بزرگترين غمم باش.هر چه هستي بهترين باش چون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند پس در بدترين خاطره هايم بهترين باش.
تقدير خود را در چهره ديگران مبين.
آنجه با سخاوت بدهي به تو باز خواهد گشت.
قهرمان باش بي آنكه توجه كسي را جلب كني.
هر جا كه ايستا ده اي شادي سبز كن
و گاه براي جلب توجهي كوچك همه حرمت مان را از دست مي دهيم
هميشه براش بهترين ها رو آرزو مي کردم. ولي او رفت و بهترين آرزوها رو براي هميشه با خودش برد.
شعله عشقي که تو دلم بود رو هيچ کس نتونست خاموش کنه. اما تو، تو جشن تولد هوسهاي رنگارنگت، با يه فوت، سرد و بي نورم کردي.
قصه مي خوردم کفش ندارم يکي را ديدم پا ندارد
من از خدا يك گل خواستم اون به من يك باغ داد . من از خدا يك درخت خواستم اون به من جنگل داد . من از خدا يك دوست خواستم او تو رو به من داد
مهم اين نيست که چند بار زمين مي خوريم ، مهم اينست که با چه سرعتي برخواسته و به راهمان ادامه مي دهيم .