قصه نيستم که بگوئي
نغمه نيستم که بخواني
صدا نيستم که بشنوي
يا چيزي چنان که ببيني
يا چيزي چنان که بداني ...
من درد مشترکم
مرا فرياد کن.
نغمه نيستم که بخواني
صدا نيستم که بشنوي
يا چيزي چنان که ببيني
يا چيزي چنان که بداني ...
من درد مشترکم
مرا فرياد کن.
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۰۹/۲۱ ساعت 7 توسط
|