-سلام
-سلام عزیز
-خسته نباشید
-ممنون شما هم خسته نباشید
-میشه یه خواهش بکنم
-بله بفرمایید
-ایدی من را از ادد لیستت پاک می کنی ؟
-برای چی از اف هایمن بدتون میاد
-نه خواهش می کنم خیلی زیبا هستند
-ولی
-ولی چی
-ولی اخه
-اخه چی
-اخه داداشم اموده با ایدی من انلاین شده
-خوب
-بعد دیده ایدی شما ردیده و و دیده کلی مطالب عاشقانه گذاشتید وکلی با من دعوا کرده که تو خجالت نمی کشی با یه پسر غریبه چت میکنی حالا دیگه ادم شدی برای من اره دختره ی..... کلی هم من رو زده بخاطر ایدی شما اصلا اجازه صحبت به من نداد که برایش توضیح بدم الان چه قدر بدنم درد می کنه دارم از درد می میرم تو رو بخدا دیگه برام اف نگذارید  دیگه نمی خوام کت بخورم
-اخه چرا ؟
-اخه نداره داداشم خیلی غیرتی هست
-چشم ایدی شما رو پاک می کنم شما هم ایدی بنده رو
-خیلی از شما متشکرم به خاطر اف های قشنگ و زیباتون و همچنین وبلاگ تون
-خواهش می کنم عزیز نظر لطفتون هست
ولی ای کاش می شستید و با داداشتو دوستانه حرف می زید اخه چه دلیلی داره   اخه مگر شما اصلان من رو می شناسید شما اون ور ایران و من اینور ایران اخه چه ربطی داره من فکر می کنم حتما همیشه پنهون می کردید یا مخفی کاری یا اجازه نمی دادید که اون با ای دی شما انلاین بشه  و اون شک کرده به کار هاتون
-نه اصلا اینطور نیست داشم خیلی غیرتی هست
-نمی دونم دیگه چی بگم عزیز
-ولی یه کمی به کارهاتون دقت کنید و کمی هم صحبت با داداشتون اخه مگه شمت جرمی کردید که باید کتک بخورید
-نه من برای اولین بار هست که دارم با شما چت می کنم و فقط شما برای من اف می گذاشتید
-ok
-یه پیشنهاد دارم اگه می تونید ایدی داداشتون رو بدید من براش اف بزارم و وبلگم رو بهش معرفی کنم  و یا اینکه شما می تونید توی یاهو مسیج ارشیوتون رو بهش نشان بدید
-مسیج ارشیو دیگه چی هست؟
-چت هایی که می کنید با دیگران همه اش ذخیره میشه البته بستگی داره به این که مسیج ارشیوتون فعال بشه بطور پیش فرض فعال عست ولی هر چند وقت یک بار به طور خودکار پاک میشه
- ممنون از راهنمایی تون
-خواهش می کنم
- به هر حال من رو ببخشید که به خاطر بنده کتک خوردید ولی خودمونیم همه نوع خاطره داشتم از این وبلاگ و چت این یکی منحصر بفرد بود
-lol
-از چت با شما خیلی خیلی خوشحال شدم عزیز
- همچنین بنده
- خداحافظ
-خداحافظ
نظر بنده:
بنظر من غیرت چیز خوبی هست اما نه دیگه به این صورت شاید اگه این برادر  از در صحبت وارد می شد این چیز ها اتفاقات هم نمی افتد می تونست خیلی راحت با خواهرش بشنه صحبت کنه البته توی شهرستانها این اتفاقات بیشتر می افته به خاطر محیط کوچکی که وجود داره کافی هست کوجکترین حرفی زده بشه اون وقت می بینی که همه شهر فهمیدن و همه دارند در باره اون موضوع حرف می زنند

این اولین خاطره بود سعی میکنم خاطات بعدی ام رو بهتر بنویسم
شما چه نظری دارید